
همه هست آرزويم كه ببينم از تو روییچه زيان تو را كه من هم، برسم به آرزویی؟!به كسی جمال خود را ننمودهu200fای و بينمهمهجا به هر زبانی، بود از تو گفت و گويی!غم و درد و رنج و محنت، همه مستعد قتلمتو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از ميانه، گویی!به ره تو بس كه نالم، ز غم تو بس كه مويمشدهu200fام ز ناله، نالی، شدهu200fام ز مويه، موییهمه خوشدل اين كه مطرب بزند به تار، چنگیمن از آن خوشم كه چنگی بزنم به تار مویی!چه شود كه راه يابد سوی آب، تشنهكامی؟چه شود كه كام جويد ز لب تو، كامجویی؟شود اين كه از ترحّم، دمی ای س...
ادامه مطلب