
......رفیق روزهای تنهاییم...هر وقت دلتنگم میآید و سر میزند...درست از روزی که مادرم پرواز کرد و آسمانی شد....+ عاشقش شدم آنقدر که اگر گناه نداشت حتما یکی میخریدم...و اگر میدانستم رهایی برایشان هم بهتر و هم امنتر است، حتما یکی یکی میخریدم و آزادشان میکردم از قفس...افسوس که نمیشود شنید حرف دلشان را...پرندهی زیبا و خوشصدای من...مادر من......
ادامه مطلب
u200bu200bu200bu200bu200bu200bای ساربان آهسته رو کآرام جانم میرودوآن دل که با خود داشتم با دلستانم میرودمن ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از اوگویی که نیشی دور از او در استخوانم میرودگفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درونپنهان نمیماند که خون بر آستانم میرودمحمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروانکز عشق آن سرو روان گویی روانم میروداو میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشاندیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم میرودبرگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشمچون مجمری پرآتشم کز سر دخانم میرودبا آن همه بیداد او وین ...
ادامه مطلب
بچهها خیلی روحیهشون کسل بود؛ آتیش شدید دشمن هم مزید علت خستگی بچهها شده بود. یه دفعه صدای شادی بچهها بلند شد. برگشتم، دیدم پوراحمد و امیر و چند نفر دیگه اومدن خط برا سرکشی، بچهها انقدر به اینا علاقه داشتن که روحیهشون کلاً عوض شد. ده، بیست دقیقه بیشتر نگذشته بود که یه خمپاره پشت خاکریز خورد، گرد و خاک عجیبی بلند شده بود؛ همینکه گرد و غبار نشست، دوربینم رو برداشتم تا ببینم چه خبره. رفتم جلوتر که این صحنه رو دیدم. دو تا عکس ازش گرفتم، یکی از تموم بدنش، یکی از صورتش، یه قطره خون رو لبش بود. دیدم امی...
ادامه مطلب
تو همان فصلی که عاشقشده پاییز منیهمهی هستی و نیستی و همه چیز منیبدون شرحترین عکس رخ یاری و هماخترم، هم قمرم، هم شمس تبریز منی.......سروده: «سایه» بخوانید...
ادامه مطلب
دلم یک گوشهی خالیاز دلهره میخواهدخالی از نبودنتهی بیدار شوم و باشیهی بخوابم و بمانی…روحت شاد پدر عزیزم... ...
ادامه مطلب
xa0...
ادامه مطلب
xa0...
ادامه مطلب
۳ مدافعحرم شهید «عبدالصالح زارع» xa0...
ادامه مطلب
امشب ی«قطعه» یکامنت... بعدشم . . . خداحافظ نت!...
ادامه مطلب